یک راه برای رسیدن به آرزوهامون/این زهرا:
آرزوها رو اگه یه غذا حساب کنیم ، باید اینو بدونیم که برای خوردنش باید وقت گذاشت ، پس برای تموم کردن یه غذا و سیر شدن باید لقمه لقمه اونو تو دهنمون بذاریم و خوب بجوییم ...
آرزوها رو اگه یه غذا حساب کنیم ، باید اینو بدونیم که برای خوردنش باید وقت گذاشت ، پس برای تموم کردن یه غذا و سیر شدن باید لقمه لقمه اونو تو دهنمون بذاریم و خوب بجوییم ...
هرگز به آنچه دل ندارد دل نبندید ...
بالاخره خود را از عادتها رهانیدم و به قول مولایمان حضرت علی(ع) دنیا را
سه طلاقه نمودم ...
دوست عزیزم سلام .
اینجایم ، بر روی زمین خاکی که بی نهایت (خداوند) مقدر کرده ... دارم از داشته هایم لذت میبرم . یادت است زهرا جان؟ یادت است زهرای خوبم ...چقدرافسرده بودم ؟ اما در 27 مرداد 1387 ناگاه زندگی ام تغییر کرد ... میخواهم راز این تغییر رابرای تو بگویم زیرا که بی نهایت مقدر کرده من و تو بشویم «انت مذکر» برای یکدیگر، نمیگویم دیگران ... همین قدر که من و تو بشویم برای خود کسی ، کمک بزرگی اول به خودمان بعد به این جامعه بشری نموده ایم . میدانی زهرا همه تغییرات در نگاه ما رخ میدهد ، یعنی در اصل تغیری در شرایط فیزیکی و مکانی زندگی من رخ نداده فقط و فقط دیدگاه من تغییر کرده .
اکنون که این نامه را برایت مینویسم دارم به این موضوع می اندیشم که ما خود میتوانیم قاتل و ناجی خودمان باشیم . افکار منفی که برای خود میبافیم ما را به ورطه نابودی میکشاند و برعکس هرچه مثبت تر بیاندیشیم هرچیز بد به عالی تبدیل میشود و البته این مثبت نگری خود اصولی دارد . میدانی وقتی بشر درزندگی هدفی نداشته باشد نابودی اورا احاطه میکند ... روزهای یکنواخت از راه میرسند و بقیه اش را بهتر است که نگویم ... من هدفی نداشتم یک زندگی گوسفندی داشتم ... تحصیلات عالیه ، یک شغل پر درآمد و دیگر هیچ ، انگار زندگی فقط همین بود ، صبح میرفتم سر کار ، ظهر می آمدم خانه ، ناهار میخوردم ، میخوابیدم ، گاهی تلویزیون نگاه میکردم و ساعتها به گوشه ای خیره میشدم و آهنگ های مزخرف گوش میدادم و فردا روز از نو روزی از نو ...
وای چه فاجعه ای .... میبینی داشتم دستی دستی گور خود را در اوج پوچی میکندم ... واقعا ابله بودم ...اما حالا با داشتن هدف، زندگی ام از این رو شد آن رو ... در گذشته وقتی از خواب بلند میشدم میگفتم : اه ... بازهم که صبح شد ؟؟؟؟؟ اما حالا صبح ها میگویم : به به ... عجب صبح قشنگیه... بعدش هم رو به آسمون میکنم و میگم بی نهایت تو رو شکر که یه روز دیگه رو برای رسیدن به اهدافم بهم فرصت دادی .
میبینی رفیق ؟ اینه معجزه هدف داشتن . اما صرفا" داشتن هدف هم کافی نیست . برای دست یابی به هدف باید تلاش کرد و هر تلاشی نیاز به برنامه ریزی دقیق داره . مثلا" من ساعتها اندیشیدم تا بالاخره با شرایط زندگی ام یه برنامه عالی برای خودم ریختم .حالا با داشتن هدفی مشخص ، برنامه ریزی و تلاش روز افزون مدام به خواسته هام نزدیک و نزدیک تر میشم تا اونجا که دیگه فرصتی برای غصه خوردن ندارم ، وای زهرا جون نمیدونی چه حالی میده وقتی به هدفهات میرسی خودت که تو جریان کامل موفقیت هام هستی . زهرایی شبها اونقدر خسته ام که به جای بیخوابی و افکار پوچ تا سرم رو میزارم رو بالشت خواب هفت پادشاه رو میبینم و این یعنی یه اتفاق خوب ... الان هم مهمترین هدفم خوندن درس برا دانشگاه و اومدن کنار تو هست تا باهم باشیم و از داشته هامون لذت ببریم . از علمی که نصیبمون میشه و پیشرفت در تخصصی که دوست داریم داشته باشیم ... در کنار این هدف من هم کار میکنم هم طرح میزنم و هم مقاله های هنری پژوهشی مینویسم . برام دعا کن اگه همینطور پیش برم مطمئنم یه روز جز انسانهای سرشناس در موفقیت خواهم شد ... امیدوارم تو هم زودتر با انتخاب هدفی مشخص ، برنامه ریزی کردن و تلاش طعم خوش زندگی و لذت از داشته هاتو ببری ... و مثل همیشه مواظب خودت باش و یادت نره «انت مذکر »...
دوستدار همیشگی تو «این زهرا»
اگر میخواهی کوهها را جابجا کنی باید اول یاد بگیری ذرات را جابجاکنی...